علي بن حسين انصارى شيرازى

192

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

رماد بپارسى خاكستر گويند و مجفف باشد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : رماد بفتح را خاكستر است و بهندى راكهه گويند رماد المازريون جلادهنده و معفن و روشنايى چشم بيفزايد رماد خشب البلوط خاكستر چوب بلوط قابض بود و خون ببندد و چون بپزند و هر بامداد بياشامند بناشتا دو درم با شراب سيب بياشامند بلهء معده را نافع بود و درين زحمت بغايت مفيد است رماد الحطب الكرم خاكستر چوب رز بهترين آن بود كه از درخت سبز بود طبيعت وى سرد و خشك بود و گويند گرم بود ريش روده را نافع بود مقدار نيم درم و گويند مضر بود به شش و مصلح آن كثيرا بود و چون با سركه ضماد كنند بر گزندگى جانوران و سگ ديوانه سود دهد و اگر سحق كنند و در خرقه كنند و بر بواسير ضماد كنند و چون سرد شود ديگر بدل آن گرم نهند پياپى و بدان ادمان كنند بغايت نافع بود و چون با نطرون و سركه ضماد كنند گوشت زيادت كه در پوست خصيه پيدا شود سود دارد و چون با زيت و سركه و پيه كهن ضماد كنند شدخ عضله و استرخاى مفاصل و تعقد اعصاب را نافع بود رماد قصب خاكستر نى بهترين آن نبطى بود و طبيعت وى سرد و خشك بود و گويند گرم و خشك بود در سئوم سدّه كه در مراره بود بگشايد مقدار آن دانكى است و گويند مضر بود به شش و مصلح آن كثيرا سود يا قند رماد غش الخطاطيف خاكستر آشيانه پرستوك بهترين آن بود كه پرستوك آشيانه در موضعى ساخته باشد كه بسيار هوا بود و صفت سوختن وى چنان بود كه در كوزه كنند و به گل حكمت گيرند و در تنورى كه آتش تيز بود يك ساعت بنهند بعد از آن بيرون آورند و سحق كنند طبيعت آن سرد و خشك بود نافع بود دشخوار زادن را يك مثقال و گويند مضر بود به شش و مصلح آن سكنجبين بود رماد السرطانات صاحب منهاج گويد صفت سوختن وى چنان است كه در كوزه كنند و در گل حكمت گيرند و در تنورى كه آتش تيز بود بنهند پس بيرون آورند و سحق كنند طبيعت آن گرم بود در اول و خشك بود در دوم منفعت آن در سرطانات گفته شود و صاحب جامع گويد صفت سوختن وى چنان است كه ديگ مسين سرخ بر سر آتش نهند و سرطان زنده در آن نهند و بسوزانند تا خاكستر گردد بردارند و استعمال كنند رماد تبن الباقلا خاكستر چوب باقلا وقتى كه تر بود چون بسوزند و خاكستر آن ضماد كنند يا بمالند در حمام آثار جرب سياه كه در بدن بود ببرد